تبلیغات
وب طرفداران رزیدنت اویل You could put your verification ID in a comment Or, in its own meta tag Or, as one of your keywords Your content is here. The verification ID will NOT be detected if you put it here. وبلاگ طرفداران رزیدنت اویل - مصاحبه با کارلوس اولیویرا
Resident Evil Persian Fans Weblog

بازیها

تاریخ : 1391/12/19
نویسنده : HUNK

دوستان سلام

با یکی دیگر از کاراکتر های اویل در خدمت شما هستیم.قصد داریم تا مصاحبه ای با جناب کارلوس اولیویرا داشته باشیم.




مجری: کارلوس جون به برنامه خودت خوش اومدی . به بینندگان عزیز سلام کن.

کارلوس:من هم خدمت تمامی بینندگان عزیز سلام عرض میکنم.از این که در خدمت شما هستم خوشحالم.

مجری:خوب کارلوس جون بریم سراغ سوالات.موافقی دیگه؟

کارلوس:صد در صد.

مجری:کارلوس جون میدونستی تو یکی از کاراکتر های مورد علاقه خودمی؟

کارلوس:خواهش میکنم.ما که یه سرباز بیشتر نیستیم.

مجری:اصلا اینطور نیست.به نظرم بهترین گزینه واسه شخصیت سوم اویلی.خودت چی میگی؟

کارلوس:والا نمیدونم چی بگم.شرمنده می کنین.اگه مردم بخوان منم حرفی ندارم.

مجری:راستی بعد از ماجرای طغیان شهر راکون چیکارا کردی:

کارلوس:والا از همون مدت که جیل بیچاره تو شهر راکون گیر زامبالو ها افتاده بود منم یک ریز زامبی میزدم.از بس زامبالو زدم دیگه تفنگم که هیچی لوله اش ذوب شد خودم داشتم خفه میشدم.

مجری:خوب حالا چیکار میکنی؟

کارلوس:والا بعد از این که از شهر در رفتیم بند و بساط آمبرلا جمع شده بود.ما هم که کار خوبی نداشتیم اومدیم پیش داداش بزرگمون و رفتیم تو کار ایزوگام.پولشم بد نبود.داداشم هوامو داشت.

مجری:هنوز هم تو کار ایزوگام هستی؟

کارلوس:نه بابا نامردا اخراجمون کردن.

مجری:واقعا.سر چی؟مگه کار بدی کرده بوی؟

کارلوس:نه بابا.یه روز داشتیم کار میکردیم.شعله دست من بود ایزوگام هارو گرم می کردم.یکدفعه صاحب کارگاه اومد بالا.تو فکر شهر راکون بودم.بیچاره اومد نزدیک بگه حسابت چقدر میشه.سرمو کردم اون طرف یکدفعه فریاد بلندی کشید.همین طوری که رومو اونور کردم بیچاره رو کباب کردم.تازه به همین جا ختم نشد.با سر رفت تو حیاط مخش ترکید.

مجری:عجب.امیدوارم یه کار بهتر پیدا کنی.لا اقل در حد ارزشت باشه.

کارلوس: ممنون.خوشحالم اینو می شنوم.لا اقل یکی فکر ما هست.

مجری:راستی دیگه طرف اویل نمیای؟دوست داری بر گردی؟

کارلوس:والا چه کنیم؟من که علاقه دارم.اما کجا ...؟

مجری:ناراحت نباش.تو بهترین گزینه واسه شخصیت سوم مرد,واسه رزیدنت اویلی.به خودت امید بده.

کارلوس:باشه.ممنون.

مجری:با شرف ترین زامبی که کشتی کدوم بود؟

کارلوس:راستش من که زیاد زامبی کشتم.اما یکیشون خیلی با شرف بود. تو شهر راکون سلاحم گیر کرده بود.باشرف صبر کرد تا سلاح رو کامل بازبینی کنم.بعدش اومد منم زدمش.

مجری:چه جالب.

مجری:لیون بهتره یا کریس,کدومشون؟

کارلوس:والا ما که لیان جون رو ندیدیم.اما از جیل تعریف کریس رو زیاد شنیدم.به هر حال هر دو تاشون همکار بودن.به نظرم اون کسی بهتره که واسه نجات مردم بجنگه(کریس-کریس-کریس-کریس)

مجری:ازدواج کردی؟

کارلوس:والا فعلا که تو فکرش نیستم.ولی چند ماه پیش با مامی جونم رفته بودم پی اش.بهم گفتن چه کاره ای.خجالت کشیدم بگم ایزوگام کارم.گفتم مهندس آسفالتم.رفتن تحقیق کنن دیدن همش چاخانه با دمپای سرمو شکستن.

مجری:خوب کارلوس جون از این که دعوت مارو پذیرفتی ممنون.

کارلوس:منم خوشحالم که در جمع طرفدارام بودم.خداحافظ.

 

 

 




موضوعات مرتبط: خنده بازار ,
برچسب‌ها: مصاحبه با کارلوس اولیویرا ,
آخرین مطالب
   
>