تبلیغات
وب طرفداران رزیدنت اویل You could put your verification ID in a comment Or, in its own meta tag Or, as one of your keywords Your content is here. The verification ID will NOT be detected if you put it here. وبلاگ طرفداران رزیدنت اویل - داستان Resident Evil 1
Resident Evil Persian Fans Weblog

بازیها


در جولای سال 1998 شایعات عججیبی در یکی از شهر های نیمه ی غربی آمریکا یعنی راکون سیتی مبنی بر گم شدن و ربوده شدن چند خوانواده در جنگل های اطراف شهر پخش شد.پلیس محلی تیم اول خود یعنی براوو را به محل شیوع شایعات یعنی کوهستان آرکلی اعضام کرد .

گروه براوو در حین انجام ماموریت خود برای بررسی  ناپدید شدهگان با اجسادی رو برو می شوند و ناگهان ارتباط آن ها با مركز ارتباطی قطع میشود و تا یک شبانه روز بدون ارتباط با مركز به سر میبرند اما مقامات
بالاتر از این موضوع نگران میشوند و گروهی را به انجا اعزام میكنند.


این گروه دومین گروه پلیس محلی یعنی آلفا می باشد.حال تیم الفا به منطقه اعزام شد تا اعضای گروه براوو را بیابند.پس از رسیدن اعضای الفا و فرود هلی كوپتر به تجسس پرداختند و بعد از اندك مدتی  Joseph Frostبا جسد یکی از اعضای تیم براوو روبرو می شود که فقط دست او باقی مانده است  ناگهان سگهای وحشی که به ویروس  T آلوده هستند به او حمله ور میشوند و اولین فرد از تیم الفا اینجا کشته می شود.خلبان هلی کوپتر که از دیدن این صحنه به شدت شکه می شود بلافاصله با هلیکوپتر فرار می کند و بقیه ی اعضا را در کوهستان رها می کند




حال این چهار نفر پیاده پا به فرار گذاشته و پس از اندکی به یک عمارت می رسند و وارد آن می شوند. (شما میتوانید 2 شخصیت را انتخاب کنید که کریس ردفیلد و جیل ولنتاین که من کریس رد فیلد را بصورت پیش فرض انتخاب کردم)





پس از ورود به عمارت اعضای تیم متوجه می شوند که بری در جمع آن ها حضور ندارد در همین لحظه صدای شلیک گولوله به گوش می رسد کریس برای برسی جست و جوی عامل تیر اندازی وارد اتاقی می شود او درون اتاق با صحنه ی عجیبی روبرو می شودKenneth J. Sullivan که یکی از اعضای تیم براوو است توسط یک زامبی به قتل رسیده است!




کریس پس از دیدن این صحنه با زامی درگیر می شود و پس از کشتن او به سرعت از آنجا گریخته و به تالار اصلی باز می گردد تا چیزی را که دیده برای آلبرت وسکر و جیل بازگو کند اما در کمال ناباوری اثری از آن دو نمی بیند. .  ..  حال کریس باید به تنهایی عمارت را برای پیدا کردن اعضای گم شده و راه خروج جست و جو کند




کریس همانطور که در حال جستوجو برای پیدا کردن راه خروج بود در طبقه ی هم کف یکی از اعضای تیم براوو یهنی ربکا را ملاقات کرد .
کریس پس از گفتوگو با ربکا از او می خواهد که همینجا بماند و خود برای پیدا کردن بقیه ی بازمانده ها جست و جو را ادامه می دهد.


کریس همچنان که در حال جست و جو است یکی دیگر از بازماندگان تیم براوو یعنی  Ricard Aiken  را که به شدت توسط ماری غول پیکر زخمی شده است را می یابد و حال ماموریت کریس نجات دادن جان ریچارد است. او با سرعت خود را به ربکا رسانده و سرم را از او می گیرد و جان ریچارد را نجات می دهد ولی متاسفانه سرنوشت ریچارد فقط مرگ است(با پیشبرد داستان وی کشته می شود)



اکنون کریس می خواهد تا مار بزرگ را نابود کند او پس از یک مبارزه ی سخت موفق به تسلیم کردن مار می شود اما توسط مار گزیده می شود که خوشبختانه ربکا سر رسیده و جان کریس را نجات می دهد.



کریس همچنان به دنبال راه خروج می گردد که یک راه خروج در پشت ساختمان پیدا می کند که به پشت عمارت راه دارد.این راه پشتی به کجا ختم میشود؟! آیا به خارج این عمارت بزرگ راه دارد یا نه؟ ادامه داستان این را مشخص میکند!

کریس راه خود را ادامه می دهد و با یک گیاه غول پکر برخورد می کند




که باید برای ادامه دادن راه خود ان را نابود کند اما چگونه؟؟

در ادامه پس از اندکی جست و جو کریس یک آِمایشگاه پیدا می کند و حال می تواند با ساختن محلولی آن را نابود کند اما کریس روش ساخت محلول را یاد ندارد بنابراین از آِمایشگاه خارج شده و در دیداری غیر منتظره با آلبرت وسکر رو برو می شود و بعد از گفت.گو با او راه خود را ادامه داده و از ربکا برای ساخت محلول کمک می گیرد.اکنون محلول آماده است و کریس باید با استفاده از آن ریشه ی گیاه غول پیکر را نابود کند. در مسیری که به ریشه ی گیاه ختم می شود کریس توسط

کوسه ها مورد حمله قرار می گیرد که ریچارد(توضیحات قبلا داده شده) با فداکاری جان کریس را نجات می دهد . کریس پس از فرار از دست کوسه ها با ریختن محلول بر روی ریشه گیاه ( Plant 42 ) اورا نابود می کند



در ادامه ی راه کریس به یک تونل می رسد و درون آن یکی از بازمانده های گروه براوو که به شدت زخمی است را پیدا می کند.وی می داند که عامل ساخت و پخش این ویروس مرگ بار کیست و از یک خائن در بین اعضای استارز سخن می گوید اما هنگامی که می خواهد اسم آن فرد را به زبان بیاورد توسط فرد نامعلومی با شلیک گلوله به قتل می رسد.حال کریس کمی مشکوک شده و وقتی می بیند راهی برای خروج نیست دوباره به عمارت بازمی گردد.



کریس پس از بازگشت به عمارت یک راه زیر زمینی پیدا می کند که به آزمایشگاه شرکت آمبرلا راه دارد .این همان آزمایشگاهی هست که ویروس مرگبار درون آن تولید شده است . کریس با جست و جو و مطالعه ی مقالات درون آزمایشگاه متوجه می شود که نام آلبرت وسکر هم در کنار سازندگان ویروس به چشم می خورد و کریس اکنون می فهمد که خائن کسی نیست جز آلبرت وسکر!!

کریس به جست و جوی خود در آزمایشگاه ادامه می دهد و موفق می شود جیل را که توسط وسکر زندانی شده بود را نجات دهد و پس از ادامه ی مسیر  ناگهان با آلبرت وسکر  روبرو می شود که اسلحه ی خود را به سمت کریس نشانه رفته و می خواهد با ویروسی که ساخته از عمارت بگریزد .




وسکر یکی از مخوف ترین موجودات ساخت شرکت آمبرلا یعنی تایرانت را آِزاد می کند تا کار کریس را تمام کند ولی هنگامی که قصد فرار داشت به دست تایرانت کشته شد(البته این یک نقشه برای رد گم کردن بود!!) کریس موفق می شود پس از نبردی سخت تایرانت را برای اولین بار شکست دهد و از آزمایشگاه فرار کند



 
در این هنگام خلبان تیم آلفا که برای نجات دادن دوستانش بازگشته است با بی سیم به آن ها اطلاع می دهد که به پشت بام بیایند.  هنگامی که کریس جیل و ربکا به پشت بام می رسند ناگهان تایرانت ظاهر شده و مانع آن ها می شود اکنون وقت نابود کردن تایرانت است!!! پس از اندکی مبارزه خلبان تیم از درون بالگرد راکت لانچری برای کریس می اندازد و کریس با استفاده از آن موفق به نابودی تایرانت می شود سپس کریس جیل و ربکا از آن عمارت شیطانی فرار می کنند و عمارت منفجر می شود.

کپی برداری از مطالب این وب طرفداران رزیدنت اویل با ذکر منبع مانعی ندارد

نکته :نویسنده این مطلب Vector می باشد و من فقط مقداری متن رو ویرایش کردم و تصاویر رو اضافه کردم


آخرین مطالب
   
>